جنگ نخست به ز رد و بدل کردن چند کامنت موجه کننده!!!
حوصله چپق آشتی(چپق صلح) کشیدن با هیچ خواننده ای ندارم.بلاگفا این حق و
به من داده که ترتیبی بدهم تا اگر دلم خواست دشنام ها یا کامنت های سرگردانی که
برایم نوشته می شودرا تنها خودم بخوانم،سپس آنهارا تایید نکنم.این دارای سودمندی
هایی هم هست.یعنی برخی می توانند بعنوان پیام های خصوصی که،چشم حسود و
بخیل و تنگ نظرِبی کار و بی عارو خودخواه و خود محور و خود بزرگ بین و
عقده ای و خود آزار و ... بدانها نمی افتد.
پس اندیشه این که آرزو کردن (این پست)پیوستگی با زیر شکم دارد را
از کله ات بیرون کن وگرنه من پیش از این که تو بخواهی گمان
برچسب زدن بهنوشته مرا بکنی به کله ات می گویم:کلبه ای که تهی و خالی است و کسی توش
نیست.(مراجعه شود به زبانزد:کرایه دادن بالاخانه) نمردم و از استعاره هم بهره بردم
ترسیدم بنویسم بهره برداشتم و از آنجا که ید طولایی در نادرست نویسی و اشتباهات
تایپی دارم گمان کنید نوشته ام پرده برداشتم!!!
اکنون که من دست آورد ها و دانش های مرتبط ( پیوسته)با آرزو کردن را در اختیار
شما می گذارم هدفی جزء کمک رسانی به،نمودن یا کردن ِ آرزوهای شما ندارم.تنها
من می روم سر آرزو، شما تشریف نیاورید روی آرزو. از اینکه ننوشتم برویم سر
آرزو آگاهانه وهوشیارانه بوده است. شما تنها توی وبلاگ های خودتان می توانید
بروید،سروقتِ آروزهای خودتان.
اکنون من بروم سر آرزو های شیرین و گوارا و یا آرزوهای گس و ملس وو باربی
(مانکنانه قدیمی)و تپل و خشگل و خشن و مهربان و اُپن و کلوزو با ادب وبی ادب و
نوجوان و جوان پولدار و حرفه ای خودم.
..
سال ها پیش من آرزو کرده ام که هرگاه دلداده یا شریکی س...ی از کف می دهم یکی
به تر از او بکف آرم و بغفلت نکنم.
تا این هنگام جز این نبوده است.به این می
نویسند کردن ِ آرزوی درازمدت.
آروزها به کوتاه مدت،میان مدت و آرزوهای آنی وچند گونه دیگر از آرزو از حیث
بعد زمان بخش(تقسیم) می شوند.چون می خواهم این پست بدرازا نکشد یکی از تجربه
ها و پیشنهاداتم که درهم درآمیخته شده اند شما بخوانید با هم آمیزش کرده اند را
می نویسم.
در فصل زیبای پاییز من آرزو کردم که بامدادان با آوای جرس دورگو(صدای زنگ
تله فون)که یک دختر خانم یا خانم خوش سیما و خوش آوا آن سوی خط یا پشت خط
یا روی خط در هر روی نکته مهم خانم و خط هستند.
خانمی مهربان و ادب دان
وآداب دان وامروزی( در آینده در باره بخش بندی خانمها از دیدگاه و ایدئولوژی و
استراتژی فرسان چند پست شیوا و گیرا خواهم نوشت. باورکن هایتان را روشن نکنید
وعده سر وبلاگی بیش نیست) باشند.
دنباله پست شیرین آرزو کردن را یا هنگامی که داداش فرزان تشریف برد می نویسم
یا در اون بخش درج ادامه مطلب یا در پستی دیگر. داداش فرزان ۲اینجاست و مانند یک
ممیزی و سانسورچی بی رحم در نوشته من دخول می کند.
بخوانید دنباله دارد.
قرار بود من در باره عمه های یک رفیق (کمونیست) بنویسم. آنها به هم گروه هایشان می گویند و می نویسند رفیق در گذشته دور تاراویش هم می گفته و می نوشته اند.
خودم بارها و بارها این نوشته را می خوانم و آن را ویرایش می کنم. شما هم اگر خواستید احساس ویراستاری بکنید چند جمله را بویرایید و مژدگانی دریافت کنید.
با سپاس فراوان از دوستان ارجمندم که چند غلط تایپی را در این نوشتار چشم زد
نمودند
۱ـــ استاد امیر
۲ـــ استاد رادا