-----------------------------
در فرهنگ اصيل و باستانی ايران پنج جشن با اهميت وجود دارد : نوروز و تيرگان و مهرگان و سده و يلدا بنابراين مهرگان يکی از کهن ترين جشن های ايرانيان است. در گاه شمار ايران باستان هر سال به ۱۲ ماه و هر ماه به ۳۰ روز تقسيم می شد که جمعا ۳۶۰ روز می شد. ۵ روز باقی مانده را به آخر ماه هشتم اضافه می کردند. هر روز به نامی خوانده می شد که معمولا نام يکی از ايزدان آيين ايرانيان بود. زمانی که نام روز با نام ماه يکی می شد آن روز را جشن می گرفتند. مهرگان روز مهر در ماه مهر است. در ائستا روايت است که مهر همان ايزد مهر است که در اولين روز زمستان به دنيا آمده است و ميترا نام دارد و ميترا فرزند آناهيتا است. می گويند هنگامی که آناهيتا در درياچه هامون شنا می کرد بار دار شده است. او الهه خورشيد است و به محصولات کشاورزی برکت می دهد. البته ايران باستان اين جشن را (( ميترا کانا )) می ناميدند که بعدها به (( مهرگان )) تبديل شد با اين تفسير مهرگان روز برکت دهی است
.جشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنمای کنونی دهم مهر می باشد اين جشن فرخنده و زيبا در گذشته ميان ايرانيان مقامی بسيار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ايرانيان نوروز را بواسطه پايان سرما و آغاز بهار جشن می گيرندمهرگانرا نيزدر نيمه سال و با پايان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند آداب و رسوم آن بسيار شبيه به نوروز است و همانطور که نوروز را به پادشاه افسانه ای ايران جمشيد نسبت می دهند مهرگانرا نيز به فتح و پيروزی فريدون ديگر قهرمان ايرانی بر ضحاک نسبت داده می شود
...
شن مهرگان بنا به روايت ابوريحان بيروني در شانزدهمين روز از ماه مهر ( برمبناي گاه شمار ايران باستان ) - روز مهر - ماه مهر - انجام مي گرفت و شش روز به طول مي كشيده است . اسطوره اين جشن به كشته شدن ضحاك بدست فريدون بر مي گردد (البته در شاهنامه ضحاك كشته نمي شود بلكه به بند كشيده مي شود ) بيروني در كتاب التفهيم في صناعات التنجيم مي گويد
:اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو - آنك به ضحاك معروف است و به كوه دنباوند بازداشت و روزها كه از پس مهرگان است همه جشن اند بركردار آنچ از پس نوروز بود
.همچنين بيروني در كتاب آثار الباقيه چنين مي نويسد
:... .
و اين عيد براي عموم مردم است و تفسير آن دوستي جان است و گويند كه مهر نام آفتاب است و چون در اين روز آفتاب بر عالم پيدا شد اين است كه اين روز را مهرگان گويند و دليل بر اين گفتار آن است كه در آيين ساسانيان در اين روز اين بود كه تاجي را كه صورت آفتاب بر او بود بسر مي گذاشتند و آفتاب بر چرخ خود در آن تاج سوار بود ........
نيز گفته اند كه در اين روز فرشتگان براي ياري فريدون آمدند و در خانه هاي پادشاهان اينطور در اين ماه رسم شده كه در صحن خانه مرد دلاوري هنگام طلوع آفتاب مي ايستد و باآوازي بلند مي گويد (اي فرشتگان بدنيا پائين آييد و شياطين را قلع و قمع كنيد و از دنيا آنانرا دفع كنيد ) و مي گويند در اين روز خداوند زمين را گسترانيد و كالبدها را براي آنانكه محل ارواح باشد آفريد و در ساعتي از اين روز بود كه خداوند ماه را كه كره اي سياه و بي فروغ بود بها و جلا بخشيد و بدين سبب گفته اند كه ماه در مهرگان از آفتاب برتر است و فرخنده ترين ساعآت آن ماه است ...بلعمي نيز مي نويسد
:آفريدون ظفر يافت و ضحاك بگرفت و بكشت و همان روز كاوه تاج بر سر آفريدون نهاد و جهان بروي سپرد و آن مهر ماه و آن مهرگان نام كردند و عيد كردند و آفريدون به ملك بنشست
.در فرهنگ جهانگيري در مورد اين جشن چنين آمده است
:جشني از اين بزرگتر بعد از نوروز نباشد هم چنان كه نوروز عامه و خاص بود مهرگان نيز عامه و خاصه بود و تعظيم اين جشن تا شش روز كنند ... پادشاهان در اين روز تاج زريني كه تصوير نيز (؟) اعظم بر آن بودي به سر خود و بر سر اولاد خود نهادندني و روغن به آن را به جهت تبرك بر بدن ماليدندي و كساني كه در اين روز نخست نزد پادشاهان جم آمدندي موبدان بودندي و هفتخوان را كه شكر ترنج ، سيب و بهي و انار و عناب و انگور سپيد و كنار در آن بودي با خود آوردندي چه عقيده پارسايان آن است كه در اين روز هركس از ميوه هاي مذكور بخورد و روغن به بدن بمالد و گلاب بپاشد بر خود و دوستان خود در آن سال آفات و بليات بسياري از وي مندفع گردد
.دكتر مهرداد بهار پيشينه اين جشن در بين النهرين مي جويد و مي گويد ايرانيها بدان شكل ايراني داده و از آن يك جشن ملي ساخته اند . آئيني با نام آكيتي در بابل وجود داشته است كه در آغاز پائيز بر گزار مي شده است و به كشتن غول تيامت بدست مردوك خداي بزرگ شهر بابل بر مي گردد با كشتن اين غول و از تن او مردوك جهان را مي سازد كه خود نوعي بركت است در اسطوره كشتن ضحاك بدست فريدون نيز اين بركت دهي به مردمان ديده مي شود ضحاك كه شاهي بيگانه است فاقد فره است پس وجودش بي بركت است فريدون با كشتن ضحاك به سرزمين بركت مي دهد و در نتيجه محصولات رشد مي كنند
.نتيجه گيري بيروني اما چيز ديگري است او در ادامه توضيحات جشن مهرگان مي گويد
:اما آن دسته از ايرانيان كه بتاويل قائلند .. مهرگان را دليل قيامت و آخر عالم مي دانند با اين دليل كه هرچيزي كه داراي نمو باشد در اين روز به منتهاي نمو خود مي رسد و مواد نمو از آن منقطع مي شود و حيوان در اين روز از تناسل باز مي ماند چنانكه نوروز را آنچه در مهرگان گفته شده بعكس ات و آنرا آغاز عالم مي دانند
.
منابع
:ابوريحان بيروني ـ آثار الباقيه
مهرداد بهار - پژوهشي در اساطير ايران
مهرداد بهار - از اسطوره تا تاريخ
صادق هدايت - فرهنگ عاميانه مردم ايران
ز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا، اي نگار مهر چهر مهربان
مسعود سعد سلمان
در آشيان آريائي ، ايرانيان سال را به دو بخش بزرگ منقسم مي كردند :بخش تابستاني - بخش زمستاني . در آغاز بخش تابستاني و به هنگام اعتدال ربيعي ، جشن نوروز برپا مي شد كه جشن كشت بهاره بود و شروع بخش زمستان كه ايام اعتدال خريفي بود جشن مهرگان يا كشت پائيزي خوانده مي شد
.مهرگان سرآغاز فصلي كه به دنبال تلاش و كوشش - دانه ها به باروري مي نشست و خوشه ها به دم تيز داس سپرده مي شد . خرمن ها انباشته مي گرديد و انبارها محل ذخيره گندم و جو و حبوبات و ساير آذوقه ها براي زمستان سردي بود كه پيش رو داشتند و آنگاه كه جملگي تلاش ها به نتيجه مي رسيد نويد سبكباري و آسوده خاطري براي ادامه حيات در ماه هاي آينده را مي داد
.فراغتي حاصل مي شد و شبانان و كشتكاران جشن مي گرفتند و تن سبك مي ساختند و سپاس خويشتن را به آستان اهورامزدا مي رساندند و با سروده هاي نغز و شيوا ، مهر - ايزد نگهدارنده دشت ها و خرمن ها و ستوران را به همپايي در پايكوبي فرامي خواندند
.بدين سان بود كه مهرگان ايام جشن مهر درخشان ، ايزد پرصلابت مهروزي و اشنائي به شمار مي رفت
.....
مهرگان علاوه بر اين منشاء تقويمي و طبيعي يك منشاء اجتماعي نيز داشت و ظاهرا جشن پيمان بندي قبيله ها براي حفظ دوستي و آشتي بين خود بشمار مي رفت و شايد نحوه زندگي كشاورزي و دامداري ساكنان فلات خوش منظر ايران را به نوعي مراعات ميثاق و قرارداد نظير شهور حرام در بين اعراب و خودداري از جنگ و ستيز وادار مي ساخت
.جشن مهرگان در مهروز ( روز شانزدهم ) از مهرماه برپا مي شد و مخصوص ايزد مهر بود مهر ميانجي بين تاريكي شب و روشني روز - ميانجي ميان دلها ، نگاه دارنده پيمانها ،پاسدار عشق و دوستي و ايزدي از ايزدان محبوب ايران باستان ، واسطه و ميانجي بين خالق و مخلوق و گواه راستگويان و كيفر دهنده عهد شكنان
.....
مهرگان نيز جشني از جشن هاي مردمي بود . خلعت مهرگاني نه بر قامت سلاطين برازنده بود و نه جشن مهرگاني در بارگاه آنان استوار (۱) . جشن ، جشن مردمي بود .ايام سرور شبانان پاتاوه در پاي كشيده و سرگردان علفزارها كه به هنگام مهرگان گله ها را در اطراقگاه به شمارش مي كشيدند و جشن و سروري برپا مي داشتند و كشتكاران در خرمنگاه به دور دانه هاي انباشته گشته غلات هم آوازي و پايكوبي مي كردند و نواي مهرگاني سر مي دادند ، ايزد مهر - آن سوي تر چتر محبت و مهرباني برسرهاشان مي گسترانيد و دل هايشان را گرم مي ساخت و چنين بود كه اين جشن مردمي از روزگاران گذشته تا به امروز پايدار مانده است .(۲
)همه مردمي بايد آئين تو ---------- همه رادي و راستي دين تو
جابر عناصري - اساطير و فرهنگ عامه ايران
توضيحات هوم
:۱
- البته از زمان ساسانيان و پس از آن تا دوره خلافه عباسي و شايد پس از آن اين جشن محملي بود براي پركردن خزانه شاهان و يا خلفا دكتر بهار پايان اين جشن را در زمان مغولها مي داند .۲
- ايشان به آئين هاي مشابه در غرب و شمال ايران كه در زمان نگارش اين كتاب سال ۱۳۷۴ هنوز وجود داشته اشاره كرده است .كه براي اجتناب از اطاله كلام آنها را ننوشتم .بینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگ --- از دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ
بگسلد بر اسب عشق عاشقان بر تنگ صبر --- چون کشد بر اسب خویش از موی اسب او تنگ تنگ
چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقی --- با خروش و با نفیر و با غریو و با غرنگ
عاشقی کو بر میان خویش بر بستهست جان --- از سر زلفین معشوقش کمر بستهست تنگ
زنگیی گویی بزد در چنگ او در چنگ خویش --- هر دو دست خویش ببریده بر او مانند چنگ
وان سر انگشتان او را بر بریشمهای او -- جنبشی بس بلعجب و آمد شدی بس بیدرنگ
بین که دیباباف رومی در میان کارگاه --- دیبهی دارد به کار اندر، به رنگ بادرنگ
بر سماع چنگ او باید نبید خام خورد --- میخوش آید خاصه اندرمهرگان بر بانگ چنگ
خوش بود بر هر سماعی می، ولیکن مهرگان --- بر سماع چنگ خوشتر بادهی روشن چو زنگ
مهرگان جشن فریدونست و او را حرمتست --- آذری نو باید و می خوردنی بیآذرنگ
منوچهري
اين پست دسترنج دوستان انديشمند و فرهيخته من است که از بردن نامشان خود داري مي کنم.هدف همه ما زنده نگه داشتن آيين هاي ديرينه سرزمين عزيزمان ايران مي باشد
.شاد و تندرست وپيروز و سربلند باد هرآنکه پاک است و با ناپاکي مي ستيزد
.
فرسان
سيزدهمين روز مهرماه هزارو سي صد و هشتاد وچهار خورشيدي
سپاهان