تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - هنگامی که فقرو ناداری درمیان باشد عشق مسخره ترین و بلکه دهشتناک ...

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

چندروز است که می خواهم در باره انسانی* مهربان وفداکار بنویسم

هربار بنا بر رویدای پیش بینی نشده از نوشتن باز مانده و توجیهی

دست وپا می کنم.

عشق و دوست داشتن برای من دارای دو جنبه و مشخصه بیشتر

نیست دانایی و توانایی.وگرنه هر سوء تفاهم و بد گمانی و بدبینی

همزاد حساس دوست داشتن (تنفر وبیزاری)را از خواب سبک بیدار

و اکتیو می کند.

هنگامی که فقرو ناداری درمیان باشد عشق مسخره ترین و بلکه دهشتناک

ترین ابزارها می شود.تنگ دستی و تنگ اندیشی و تنگ نگری افت های

همیشگی  رویاهای من بوده و خواهند بود.

چون می دانم این نوشته را می خوانی برایت می نویسم روزی در اوج

نیرومندی دوست داشتنم را در پیشگاه اثیریت جاودانه می سازم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |