از من نه تو يک بار کتک خواهي خورد
نه فحش و نه حتي متلک خواهي خورد
گر صورت خود خوب بشوئي شايد
يکدانه فقط ز من تو چک خواهي خورد
خوش آمدی .شب خوش.
من خشمو ترینم و پس از من خشمویی نیست!!!
اوه ،مترس دوست من. خشمو با ترس ناک دگرگونی دارد.مباد کابوس ببینی
پست های فرهاد آخرشون شیرین است.
رباعی بالا را آقای خرسندی سروده بوده است.(به تاریخ ۲۸ مرداد ۸۴ پس سروده بوده است
درست نیست زیرا خیلی از سرایش آن نمی رود پس بخوانیدسروده است)
خیلی دلم می خواست این رباعی را دروبلاگ اصلیم می نوشتم ولی ممکن بود رنج
بی شماربه بار آرد.چون من تا کنون چک نزده ام واگر بخواهم فعل زدن را صرف کنم
ازچک بهره نمی برم.واینو هر کسی نمی دونه!!!
بارها در این تر نت نبشته ام باورمند به دنیای بدون خشانت
هستم و چنانچه به قدرت برسم صلح را از شیوه جنگ به جهانیان پیش کش می کنم.
پس هرگز سر خود گول نخواهم مالید و دم از مسیحیت و بوداییسم نمی زنم(مسیح فرمود
اگرکسی به یک ور چهره توچک زد آن ور چهره ات را آماده کن !!!)بودا هم اگر بود به
چک زننده می گفت مزن که دستت درد خواهد آمد...
خوب دوست تازه یا کهنه می خواهم چند نکته دیگر بنویسم که نکته دانان فرموده اند
هر نکته جایی دارد و من برای نکاتم جایی به تر از بلاگم نمی شناسم .پس مرا به پراکنده
نویسی متهم مساز.
نکته نخست:(فخر فروشی )من آوای دکتر مصدق و دکتر شریعتی و احسان طبری و هوشنگ
گلشیری را شنیده ام.
نکته دویوم(فروتنی )خواهش می کنم شرمسارم مکنید،من نیز بارها نوشته های وبلاگ های
بیشماری را تا .(نقطه) آخر خوانده ام.اصلا هدف من از وبلاگ درست کردن نظر نوشتن بود.در
آن زمان تارنمایی بنام بلاگفا وجود نداشت که کاربران غیر عضو بتوانند نظر بنویسند.من اگر می
دانستم شما مهربان تشریف دارید و دنبال بقیه اش می گردیدنهایت کوششم را می کردم
تاشرمنده چشمان ... تان نشوم.
نکته سیوم(نرم تنی )باشد که همواره با نرم تنان در تماس باشید و حس لامسه تان را
دریابید.