حکایت ما (مثلا وبلاگ نویسا)شده است حکایت یکی می نالید از بی
نوایی یکی می گفت ...
می توان پاکرد تو کفش قدیمی ها و نوشت یکی می نالید از بی اکانتی
دوستاش می گفتند،ببخشید می نوشتند کامنت نمی نویسی پی ام نمی
دهی یکی از آنها نگفت،اه نمی نوشت، جای شما خالی.
دوستان یکی دوساله اینترنتی من نوشته ام را می فهمند . بعضی دوست
نماها هم نمی خوانندمی نویسند نمی فهمیم.هرگز فرصت نکردم به آنها
بنویسم بابا ،مگه من به خط هیروگلیف می نویسم؟
دقیق بخون می فهمی . یا اگر براستی یک بار درست خوانده و نفهمیده ای
بخش نظرات را برای چنین زمانی در نظر گرفته اند هرکجا را نفهمیده ای
کپی کن ،فرسان نیستم اگر شیر فهمت نکنم!!!
راستی شیر فهم دشنام نیست.
پا نوشت: من اکانت نامحدود دارم ولی گفتم جای همه عزیزانی که
دسترسی به نت ندارند را خالی کنیم. پس از خواندن این متن یادی کنید از
همه اسیران نت و مبتلایان به دنیای مجاز و معتادانی که اینتنرنت خونشان
آمده پایین.
