تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - قمر اینجاست

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

حس می کنم نسبت به فرسان بلاگ فا نیز پیمانی دارم وباید انر را بروز

نگهدارم.چون در اینجا چندان خواننده ای ندارم. برای نوشتن دودل هستم.بر

آن شده ام که تایافتن دوستانی باوفا و هم پیمان ازمردان و زنان نامدار

میهنمان بنویسم که دست کم سبب شود خوانندگان بیش از پیش با این

ستارگان پر فروغ دانش و هنر و سیاست سپهر سرزمینمان آشنا شوند.

چند تن از دوستان در همین سایت پست های ارزنده ای در باره بزرگ بانوی

موسیقی ایران و نخستین زن آوازه خوان نوشته بودند.بنا بدلایلی حتی گذرا

انها را سرسری هم نخواندم تا امروز که داشتم مطالعه می کردم و چشمم

به یاد داشت هایی در باره قمر الملوک وزیری خورد.بیشتر شما بغض و اندوه

را می شناسید پس از خواندن سرگذشت بانو قمرالملوک غمی جانکاه در

دل حس کردم و گفتم دست کم غزل شیوایی که استاد شهریار در رثاء او

سروده است را بنویسم .

از کوري چشم فلک امشب قمر اينجاست

آري قمر امشب به خدا تا سحر اينجاست

آهسته به گوش فلک از بنده بگوئيد

چشمت ندود اينهمه يکشب قمر اينجاشت

آري قمر آن قـُمري خوشخوان طبيعت

آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اينجاست

شمعي که بسويش من جان سوخته از شوق

پروانه صفت باز کنم بال و پر اينجاست

نها نه من از شوق سراز پا نشناسم

يکدسته چو من عاشق بي پا و سر اينجاست

هر ناله که داري بکن اي عاشق شيدا

جائي که کند ناله عاشق اثر اينجاست

مهمان عزيزي که پي ديدن رويش

همسايه همه سر کشد از بام و در اينجاست

ساز خوش و آواز خوش و بادهً دلکش

اي بيخبر آخر چه نشستي خبر اينجاست

آسايش امروزه شده درد سر ما

امشب دگر آسايش بي درد سر اينجاست

اي عاشق روي قمر اي ايرج ناکام

برخيز که باز آن بت بيدادگر اينجاست

آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود

باز آمده چون فتنهً دور قمر اينجاست

اي کاش سحر نايد و خورشيد نزايد

کامشب قمر اينجا قمر اينجا قمر اينجاست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |