عنوان این پست را خواندید یا خیر؟اینها ویژگی های یکی از نویسندگان
برگ قرن نوزدهم است.انوره دوبالزاک یکی از غول های بزرگ ادبیات
فرانسه که به مجموعه رمان هایش کمدی انسانی لقب داده اند.
درست یادم نیست چند تا از رمانهایش را خوانده ام یا کدام یک را تمام
وکمال بیاد دارم.
بالزاک با همه استعدادی که در آفریدن شاهکارهای ادبی داشت
شیفته رفاه مادی،شهرت، ومحبوبیت زنان بود.در بدست اوردن
دوخواسته اولش چندان کامیاب نبود.پیرامون محبوبیتش نزد زنان اطلاع
چندانی ندارم.
حتی نتوانستم خودم را راضی به نوشتن سال تولد و وفات او یا نام رمان
هایش کنم.بلکه می خواستم اینو بنویسم که من نیز دلباخته سه
فاکتور مورد علاقه او هستم.بارها در خاطر خویش کاخ های مجلل آفریده
ام یا ارزوی نامدار تر شدن از اینی که هستم را در سر پرورانده ام.
ولی هرگز نتوانسته ام خودرا شخصی محبوب زنها تصور کنم. حتی
هنگامی که برای کاخ های مجللم حرام سراهای شگفت انگیز ترسیم
می کردم حتی چند اسکیمو و سرخ پوست را در عالم خیال بدانجا
کشانده بودم و در اندیشه ربودن تعداد زنان حرامسرا از فلان پادشاه
یا فرزندانی بیشتر ازبهمان شاه بودم، باور داشتم که هرگز محبوب زنها
نخواهم بود.
اگر از من بپرسند از چگونه ادمی خوشت می اید می نویسم ازآدمی که
زن باشد زیبا باشدزیرک باشدیا خوشگل وخوش دل و خوش زبان خوش
فکر باشد.
با همه اینها باید بنویسم که هدفم از نوشتن اینها خالی نبودن عریضه
نیست.
برای ازادی و بهبودی اکبر گنجی دعا می کنم حتی دوست دارم مرا
طرف مشورت قرار دهد یا وقت وانرژیم را برای ازادی او صرف کنم .
ولی خوشم نمی یاد که در اینجا اب در هاون بکوبم از بیهودگی بیزارم
هزار بار به دنیا بیایم با گنجی هم پندار و هم باور نخواهم شد.
ولی هزار بار بدنیا بیایم دست ازتلاش کردن برای رسیدن به خواسته
هایم بر نخواهم داشت
پا نوشت:هیچ گونه ایهامی در این نوشتار موجود نبود و موج نمی زد
برداشت سیاسی قدغن.برای ازادی اکبر گنجی علاوه بر پست زدن و
دعا کردن وژست گرفتن موادی دیگر نیز بمقدار کافی نیاز است.
