بنام خدا
نامه ای که با واج های خارنجکی نوشته شده است، نامه ایست از یک خوش نویس خوش تیپ که اول اسمش عالیجناب هوشنگ معین زاده دوست داشتنی (بدانید و آگاه باشید دوست داشتنی پاچه خواری نیست) برادر هوشنگ جان گرامی فراموش فرموده که پیوند کتابخانه اش را برای من بفرستد.
دیروز که من (فرسان بزرگ ملقب به فری خوش نویس) انگشت به وب نهادم به وب لاگ چند تن از دوستان خوش نویس سرزدم که با یک زمین لرزه خدا ریشتری روبرو گردیدم. به وب هر خوش نویسی که سرک کشیدم و ناخنک زدم و خود را برای گرفتن یک دو نیشکون (آقای چیز ترینگ در شهر ما به نیشگون نیشکون می گویند. مرا ببخش) آماده می کردم یا با بسته شدن (شما بخوانید چیز تر بر وزن فیل تر شدن) آن وبلاگ روبرو می شدم یا با پیش بینی اَن قریب چیز تر شدن آن.
از همین پست به ساختمان چشمی و مغزیِ خوشگل ِ دوست خوبم ( همه فروزه های خوب در همان یک فروزۀ خوب گنجانده شد) استاد هوشنگ معین زاده می رسانم: استاد جان هرگاه پیوند کتابخانه ات را یافتم آن را بر تارک کتابخانه هایی که به آفت بد چیزترینگ دچار گشته اند می نهم تا کنونیان و آیندگان بدانند که ما مردم کتاب دوستی هستیم.
نه تنها این نوشته بلکه هیچ نوشته ای ویرایش و بازبینی و باز نویسی و از این قرطی بازی ها نخواهد شد. من خود می خواستم به کتاب برادر کشی برادر نیکوس کازانتزاکیس بپردازم که یک دوست دیرین و ابرو خرکی نوشت : فری خان بهوش باش وگرنه دچار چیز ترینگ می شوی.
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی سر لاگ بر وزن سر پا نگه داشته خواهد شد.
از کسانی که از خوش نویس رزمنده برادر حسن عرب چیزمانی آگاهی دارند می خواهم که سرنخی از او به دست من برسانند. پس از ۸ ما ننوشتن در هیچ پهنه کاغذی و الکتریکی به نوی سنده گی خودتان نوشته مرا ببخشید.
به یاری دادار دامگستر نوشته های خشنگ خشنگی برایتان در نگر گرفته ام که مپرس.
بنا به نوشته خوش دوست گرامی امان امیر بل جیکی :
این روزها
باهرکه دوست میشوم
احساس میکنم
آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است.
از برادران خوش نویس لُر و سردسته آنها ابراهیم خدایی بی خبرم. از لرهای گرامی می خواهم درود مرا به آن درودی خوش نویس برسانند.
پیوند برادر کرمانی و برادر بلجیکی و دیگر برادران را از میان پیوند ها بد موس آورده و کلیک نمایید.
برای همه شما تابستان پر آب و چسب وچیلی آرزو می کنم.
