تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - لرها

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

  قلعه فلک الافلاک خرم آباد

 

بنام خدا. 

پیش نبشت: هدفم از این نوشته اشاره به نژاد شگفت انگیز و منحصر بفرد و کهن لر نیست. نام لرها بی منظور برای این پست در نگر گرفته شد. البته از نظر ادبی دارای ایراد نیست. چون هرگاه من باشم و چند لر دیگر از اجتماع ما یک گروه درست می شود بنام لرها.

جای همه شما خالی امروز دو تن از جوان های خوش نویس و درس خوانده (تحصیل کرده) و خوش تیپ لرستانی را از نزدیک دیدم. شوربختانه هنگامی که در خدمت آنها بودم زمان به سرعت برق و باد گذشت. از همین پست به روان پدر این ترنت که مرا با این بزرگان آشنا کرد درود ویژه می نویسم.

نویسنده وبلاگ لربلاگ  و خُرموه جوان هایی بودند که افتخار دیدارشان نصیب من شد. برای این عزیزان و همه جوان های زحمتکش عرصه این ترنت و اون ترنت آرزوی پیروزی و پیش روی می کنم.

دوست داشتم به پاس زحمتی که کشیده بودند پست ارزنده ای پیش کششان می نمودم. می ترسم نوشته ام احساسی از لاگ در بیاید و نتوانم حق مطلب را ادا نمایم. با بودن چنین جوان های روشن اندیش و روشن بینی من کوچکترین هراس و بیمی از آینده ندارم. اگر اقای رستگار و خدایی پیه رنجی که می کشند را به خود بیش تر بمالند رنج و کوشش آنها گنج هایی ببار خواهد آورد که برای همه لرها ارزشمند باشد. بزرگان و پژوهشگران هر قوم نخست باید توانایی و یارای یافتن درد ها را داشته باشند. هنگامی که درد یافته شد درمان و چاره آن هم یافته می شود.

نمی دانم مرا چه شده است که بیش از این نمی توانم بنویسم؟  

 سپاس نبشت : آقای خدایی وآقای رستگار برای گلدان و کتابِ تاریخ خرم آباد تالیف: سید فرید قاسمی، و تشریف فرماییتان به کلبه درویشانه ما سپاسگزارم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |