تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - فرسان روان پزشک شد.

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

 

بنام خدا.

ایمان بیاورید؛ ولی نه به فصل سرد و فصل گرم و فصل ولرم. ایمان بیاورید به فرسان، مردی برای همه فصول. از اکنون تا چندی دیگرمن روانپزشک می شوم. معجزه می کنم. اندیشه روان پزشک شدن دیشب به ساختمان مغزی مبارکم ره یافت. در جستجوی سوژه ای بودم که ارزش های ادبی و هنری و پزشکی داشته باشد و عوام از آن سر در نیاورند. تا ساعت ۴ بامداد در خودآگاه و ناخوآگاه خودم و رایانه و این ترنتم کاویدم. هوده کاوشم این بود که بیایم و در وبلاگم به آگاهی شما برسانم که می خواهم روان پزشک شوم. برای این که همه شما ها بی مار های روانی استید و خودتان نمی دانید. چون این کشف کلفت ممکن است شما را دچار دلهره و تلواسه کند و بیش تر به سراغ وبلاگ من بیایید؛ به آگاهی تان می رسانم راز های شما نزد روانپزشک شما، فرسان چیره دست نگهداری خواهد شد.(برای اینکه ننویسم محافظت می شود ناچار شدم چند کارواژه (فعل) هم بیافرینم) می توانید برای فریب دادن خودتان توی دلتان بجای نزد  ِ روانپزشکِ چیره دستمان فرسان می رویم، بگویید نزد رایزن فرهنگیمان فرسان چیره دست می رویم.

شیوه درمانی شما شیوه ای گران و ویژه است. می توانید پس از هنگامی، سری در میان سرها در بیاورید و کلاهتان را کج تر وبالا تر بگذارید (اگر گمان می کنید کج تر و بالاتر نهادن کلاه اون هم برای بی مارهایی که در بیماری های شیزو فرنی آنه و مالی خولی آنه بسر می برند و گمان می کنند بی کلاه هستند، هوده ای ندارد، شما هم یک بی مار روانی از گونه خطر ناک استید)

من همه شما را با کتاب درمان می کنم.

اکنون همه شما را در  کنجکاوی می گذارم و بیش از این شفاف سازی نمی کنم(بخوانید و بدانید بسته های تشویقی هیچ کس در هدف من لرزشی نیافریده. دلم خواست شفاف سازی را تعلیق کنم به کس چه؟)

بی ماری که نیم سال خورشیدی روی او پژوهیده ام اول اسمش است بی نو حسن عرب کرمانی اصل تهرانی کرجی نو ی ِ رازیِ کهنه. اگر ایشان بی درنگ کتاب هایی که ازماجراجو ترین نویسنده های یانکی حضرت ارنست همینگوی بزرگ و جک لندن که به  اوپیشنهاد می نویسم رابخواند بهبود خواهد یافت.

از همسر گرامی بی نو حسن(دنباله اول اسم حسن آقا  دراز بود فاکتور گرفتم) می خواهم بد به دل راه ندهد. خواندن کتاب های همینگوی توانایی گرفتن چهار زن را به بی نو حسن نخواهد داد. اگر بجای روانپزشکی حسن بی نو (آقا اپوزید بانو است؛ بجای آقا بکار می رود) ژن درمانی شود و ژن های فتح علی شاه قاجار را هم دریافت نماید باز خبری از هوو موو نخواهد بود.

 بانو نسرین و بانو پروانه و بانو پرین باید نگران باشند. زیرا هنگامی که حسن بی نو نوشته های مرا بخواند شوهر های آنها را به دوئل با اسلحه ء مُشت خواهد خواند. من با همه باوری که به امیر بلجیکی شوهر ورزشکار وهیکلمندِ  بانو نسرین دارم باز هم ده به یک روی حسن بی نو شرط می بندم.

با اینکه راز های بی مارهایم برایشان ارزشمند استند در پست آینده راز های بی ماری های روانی حسن بی نو را خواهم نوشت. شاد هم ننوشتم. کی دل و ده ماغ نبشتن دارد؟

راستی من وب نویسم؛ روانپزشکم؛ کاشف کشف های کلفتم؛ چیستم؟

پس نوشت. جن تل منی که در بالا دیده اید حسن نیست و جک لندن هست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |