تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - خدای تخمی

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

عکس ها ونوس و دایانا را در پست های دیگر بخورد چشمان زیبایی شناستون خواهم خوراند.

 

 

 
 
 
 
 
Juno
 
Click!
 
 
 
 
 
 
شنبه همین هفته با دوستانم به کشتزار های پیرامون کلان شهرمان رفتیم وورق بازی کردیم ومن شکست ناپذیر بودم. پوست مجید و مصطفی را کندیم. اگر با کمبود وقت روبرو نشوم درباره سبزه ای خواهم نوشت. بدینگونه که من تا دیشب یک سبزه را روی خودم می کشانده ام و یا زیر آن میرفته ام.می خواهم زین پس زیر یک سپیده بروم یا یک سپیده را روی خودم بیاورم.از هنگامی که کلنجار به کلانشهر ماآمد و گفت که در کودکی همسایگان اورا کلنجار ربایی می نموده اند و نوازشش می کرده اند بفتراک فتاده ام که داستان تجاوز های جنسی که تجاوزگران بی ناموس  در کودکی بسر من می آورده اند را بنگارم ولی هنوز نتوانسته ام!!!
 
خر شدم این بخش هایی از این پست را برایدوستم خواندم واو را رنجاندم.او از سری دوست های این ترنتی نبوده ونیست 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |