بنام خدا
ما همه
دیوآنه ایم.این دنیای مجازی دیوستانیست.طهمورث جان کجایی تا دیوانرا(مارا ببندی) ببندی؟؟؟کسی(به فتح کاف خوانده شود) چون من اگر کشف نکند چه کند؟می خواهم توبه کنم می بینم کردن یک سطل ماست تنگ تر از توبه است!!!درست از هنگامی که پست هایم را با نام نامی خدا آغاز کردم برای چندصدهزارمیلونومین بارتوبه را کردم
.باری من کشف کردم ما همه
دیوآنه ایم.ما،دیوآنی دهشتناکیم.این ترنت سرزمینی نفرین شده وطلسم شده است.این ترنت ما را طلسم کرده است.تا یک آدمیزاد به سراغ ما می ایداو نیز طلسم واسیرنوشته هایدیوآنی ما می شود.اکنون که از من دیو ِ دیوآن نشانه ونمونه می خواهید روشن ترین وکلفت ترین نمونه را برای شما می نویسم!!!تا یک آدمیزاد شیر پاک یا شیرخشک یا شیرپاستوریزه نوشیده (پستان یا پستانک مکیده)به وبلاگ ما که کنام ماست می آید مسحور طلسم ما می شود ومی نویسد وبلاگمون قشنگه،قشنگ می نویسیم و... ما
دیوآن خودمان نیک می دانیم نه وبلاگمون قشنگه نه نوشته هامون.دیدگاه ادمیزادان برای ما دیوان ارزشی ندارد. چون ما باورمندم زیبایی دهشتناک است زیرا تعریف ناشدنیست.دوست دارم یک نوشته کوتاه یا دراز یاکلفت در باره یکی از رایج ترین عادات بشر(انگشت کردن در دماغ)بنویسم دیر یا زود هم این کار را خواهم کرد.درنوشته ام به خوردن ان دماغ هم خواهم پرداخت.اگر مرا به بی ناموس نویسی متهم نسازند در آن نوشته اعتراف خواهم کرد که من نمی توانم زبان را درون سوراخ بینی بانوان بکنم.ولی نیک می دانم چگونه و چه هنگام زبانم را به سوراخ بینی بانوان نزدیک کنم تا به دلبستگی
دیو آنی من(بینی بانو لیسی) پی نبرند.دوست داشتم زبانم مانند زبان قورباقه یا مارمولک می بود تا براحتی وارد بینی بانوان گردد ولی افسوس.اگر قول بدهید راز مرا بروز ندهید برایتان می نویسم که روزی زبانم را باریک می کنم وبا آن بینی بانوان را قلقلک می دهم.بند بالا طرحی اولیه از یک داستانک است.مرا هراسی از داوری
دیوآن نیست.بگذار آنان پیوسته با چشمک(عینک) بی ادبی بخوانند. اقا کسری این نوشته یا نوشته های بد تر از این را هم که بخواند برداشت بی ادبی نخواهد کرد.دیروز پس از چندماه به باشگاه رفتم.باید خودرابرای مسابقات قهرمانی کشور معلولین آماده سازم.بااینکه چند وزنه و نیزه بیشتر پرتاب نکردم ولی شانه راستم درد می کند.دردهای ورزشی برای من لذتبخش هستند.درست مانند هنگامی که از بانویی می پرسم دردت می آید؟ می گوید دردم می آید ولی خوشم هم می آید.دردهای ورزشی من برای نداشتن پشتکار است.اگرهرازچندگاهی بی خیال ورزش نشوم ناگزیر به تحمل این دردهای خوشایند نمی شوم
.برای پست هایم عکس در نظر نمی گیرم.در هر پست من به چند موضوع ناهمگون می پردازم.انتخاب عکس برای یک موضع کار ستمگرانه ایت.مثلا برای این پست من عکس بینی یا محتویات نرم و سفت آنرا یاعکس دیو یا نیزه و وزنه ودیسک انتخاب می کردم؟
