تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - ماوکیمیا

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

 

گمان کنم باید نخست پاسخ پرسش های دوست تازه ام آقای امیرکیهان را بنویسم.ایشان‌ازمن پرسیده‌اندفرسان یعنی چه؟وآهنگی که دروبلاگ من است به چه زبانی است؟

از دید من فرسان یعنی شکوهمند.اگردوست دیگری در این باره بیشتر می داند به آگاهی من نیزبرساند.آوای خوشی که هنگام گشودن وبلاگ من بگوش شما می رسد نیز به زبان شیرین کردی است.نکته دیگر که دوست دارم دراینجا بنویسم این‌است که

چندروزپیش که به سایت خوابگردسرزدم دیدم دربخش نوفرست ها پیوند وبلاگ داداش فرازن عزیزم را نهاده است.وازهرچه بگذرم از گرامیداشت روزجهانی کارگر که برابر است بااول‌ماه‌مه نتوانم گذشت.بااینکه‌پدربزرگوارم‌چهره‌ای شناخته شده‌وکارآمد درشرکت های‌آمریکایی، فرانسوی،ایتالیایی وشرکت های بزرگ ایرانی است ولی همیشه‌خودرایک کارگردانسته است.کارگری‌که‌همواره‌درزنده نگه داشتن‌حقوق‌کارگران‌کوشیده‌است.‌

برای‌رساندن‌درخواست‌کارگارن‌باچهره‌های سیاسی(همون۳۰یا۳۰خودمون)سرشناسی دیدارداشته‌است.چقدردوست‌دارم اکنون حضرت پدراینجابودومن ‌می توانستم‌چنددستگاه مکانیکی پلاستیکی(اسباب‌بازی)می خریدم و به‌اوپیش‌کش میکردم.بااینکه می دانم وبلاگم را نمی بیند ونمی خواند عکس یک دستگاه مکانیکی رابیاد اوکه در کارکردن بادستگاه های مکانیکی درهمه جهان بی همتاست دراین پست می گذارم.

 

دلم برای امیر و امیدورضا وچندتای دیگه از خوانندگان  تنگ شده است.براستی که اینان وچند خواننده دیگر کیمیاهستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |