تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - لاگ را گل آلود مکنید.

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

 

sab alex wc

 

آیا من همان فرهادم که شگفتی گُنگ درچشم کاربران به کمین می نشست تا جمله های شیرین وشکرینش را برباید؟

چه کسی می‌دانداندیشه‌ام‌ازچه‌گرانباراست؟چرادرباره‌کارهای سترگ‌وبزرگ‌کیبورد نمی‌فرسایم؟

اگر(پافشاری می کنم،اگر)ناپرهیزی‌کنم‌ودرسرم نواختن‌درب‌کوچه‌ای از خیابان‌کارستان‌افتد‌چنان‌آنراتابانیده‌یا پیچانیده‌یاباژگونه‌می کنم‌که‌روان‌وجان‌خواننده‌راخسته کرده‌وبه‌جستجویی‌بی هوده‌درکلان شهری‌ازمجهولات‌‌ گم سازم.سپس بخود می گویم‌ابهام وپیچیدگی‌از محاسن ادبیات است!!!

نمی دانم نوشته‌های درخورم که هریک نفرین‌وشکوایی‌یا آفرین وبزرگداشتی بودراچه شد؟پرسش کلفتم این نیست که چراشماربازدیدکنندگانم‌ازمشتریان یک توالت‌عمومی وترجیحا در روز سیزده بدر(روز طبیعت)کم‌تراست!!!

چه سود که بنویسم،هنری پنجم شکسپیر پادشاه نمایشنامه های تراژیک و حماسی راخواندم.یادرحال خواندن برادران کارامازوف پیامبرجنایات و مکافات و گناه های بزرگ وکلفت وپاداش های نازک،‌حضرت فیودورداستایوفسکی هستم.بازسردادن قهقه های شیطانی ام را از سرگرفته ام.این بار به حماقت و شهوت پرستی خاندان کارامازوف ونادانی و ناتوانی خویش می خندم.

بااینکه این نوشته بدرزا کشیده نشد دوست دارم به شما بنویسم هدفم از زیاد نویسی پرداختن به تکثیرو توحید(وحدت)نبوده ونیست.خوشم می آید که شماراندکی زبان و فونت یا همون خطم را توان دریافتن باشد.

رایانه ام رادستکاری کردم.بگمان فراوان  دگرگونی هایی سخت افزاری دیگری در آن خواهم کرد.

دلم برای حضرت سهراب سپهری می سوزد.چرا هرکس وناکسی بخود اجازه داد چینی نازک تنهای آن هنرمند گوشه گیر را بشکند.وای بر شما.لاگ راگل آلود مکنید/شاید که لاگری در حال کش رفتن نوشته یا چشم اندازی باشد.وای بر شما.

 

به دوستان و یارانم در نخستین فرصت سر خواهم زد.کسی از دست فرسان خشمو مگردد.

فرسان.نخستین ساعات سی ونهمین روز سالیک‌هزاروسی‌صدوهشتادوپنج

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 2:41 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |