تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - فقرو فحشا و فخر فروشی و یوجین و اونیل و ...

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

در

 پست پيش عكسي از نابغه سينما چارلز چاپلين نهاده بودم بجاست در اين پست بنويسم كه چاپلين داماد اونيل بود.در نمايشنامه هاي اونيل بدبيني و زن گريزي و سكس و خيانت جايگاه ويژ ه اي دارد.او در نمايشنامه ميان پرده عجيب از قول هنر پيشه زن مي نويسد: زندگي ما ميان پرده عجيب وتيره درنمايشنامه پدرما در آسمان است. اونيل چون ايوان كارامازوف داستايوسكي نتيجه مي گيرد كه اكنون ديگر گناهي وجود نداردوهرانگيزه طبيعي غير قابل سرزنش است.و روابط جنسي خارج از زناشويي گناه نيست.

همسر سوم اونيل سه سال پس از مرگش در گفتگو با مجله نيويورك تايمز گفته بود:او هيچ گاه به بازگشت به مذهب نينديشيد،هرگز،درهيچ زماني.

در قلب هاي ما زخم هايي هست كه نمي توانيم فراموششان كنيم.

نمايشنامه هاي يوجين اونيل عبارتند از:يخ فروش، عزيمت بشرق،سفر طولانى روز به شب،يك ماه براى حرامزاده، يك سرانگشت شاعر، عمارت باشكوه، در آنسوي افق،امپراتورجونز،طلا،آنا كريستي،ميمون پشمالود،جوش خورده،دريانوردكهنسال،همه بچه هاي خدا بال درآورده اند،اس.اس.گلن كايرن،هوس زير درختانناورن خداي بزرگ براون،ماركوي ميليونر،ميان پرده عجيب،العازر خنديد،آه توحش،

جمله اي زيبا وگيراي ديگري از حضرت اونيل جون مي نويسم و بيش از اين وقت شما را  با ويژه نامه اونيل جون نمي گيرم.

اگر هر وبلاگ نويس ديگري بود در همينجا نوشته اش را بپايان مي برد ولي من مي خواهم بنويسم كه نوشته هاي بالا را از هيچ پايگاه اينترنتي كش نرفته ام.از دزدان اينترنتي كه اين نوشته را خواهند دزديد نيز شاكي نخواهم شد.

خارج از پست نيز مي نويسم كه پدر هيچ كدامتان دهكده حيوانات جرج ارول را نخوانده است. حضرت هوشنگ معين زاده با يك نامه برقي به هيچ كدامتان ننوشته :

فروردین ماه سال 1384 این خبر خوش را شنیدیم که:

خدا به زادگاهش باز می گردد.

و اکنون با فرا رسیدن سال 1385 این خبر خوش را می شنویم که به زودی

ایرانیان مهاجر به زادگاهشان باز خواهند گشت.

..............(يعني چيزهاي ديگري نيز نوشته بود) و

با مهر و دوستی - هوشنگ معین زاده

بسياري ديگر از شما نيز خواننده نوشته هاي زيباي رويا صدر(بي بي گل) نيستيد و چشمتان به اين فرشته ها كه آقاي سردوزامي از زبان و پنجول پلنگ خانم به خورد ملت مي دهد نيفتاده است.

پست زيبا و بسيار كوتاه داداش فرزان را نيز بخوانيد و حالشو ببريد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |