
دیروز رفته بودم غسل بکنم(شما اگر دلتون می خواهد بخونید دوش بگیرم)یکباره یک فکربکربه ساختمان مغزی ام راه یافت. از اون فکربکر یک کشف کلفت کردم. نخست کشف کلفتم را با شما در میان می گذارم سپس در باره آن فكر بكر می نویسم.تنها در مستراح یا دستشویی نیست که به آدمیزاد ترجیحاْ فرسان الهام می شود.درون حمام نيز به فرسان الهام ميگردد اون هم چه الهـــــــــامي. چون من از كپي كاري و سركاري بيزارم نخواهم نوشت:روزي در حمام گلي خوشبو رسيد بدستم يا بدستم رسيدگلي خوشبوي!!!از اوپرسيدم تو الهامي گفت از كجا دريافتي؟ نه قرار نيست پا بكنم توي پا پوش يا پاافزار حضرت سعدي چون اون حضرت چنان بيابان وخيابان گشته بود كه كفش از او فراري و گريزان بود.
باري در حمام بودم كه پي بردم(شما بخوانيد كشف كردم)حرامزاده ها از بي پدرومادرها برتر و بهترند.چنانچه بخواهم دنباله نوشته ام را به هنگامي ديگر واگذارم كاربرنما و وب گرد نما ها چنان هنگامه اي برپا مي سازند كه مپرس.آن ها نخست مي گويندو مي نويسند كه فرسان هنوز نيومده بزن بزن يا به زن به دوشيزه به بانو راه اندخته!!! بين خودمون دو نفر بمونه كه من از بيم و هراس داوري آنها نيست كه دنباله بي پدرومادرها از حرامزاده ها بد ترند يا حرامزاده ها از بي پدرومادرها بهترند را مي نويسم.بلكه براي اين مي نويسم كه اگر دنباله اش را ننويسم يك سوژه دندان گير تر و نون و آب تر به ساختمان مغزي ام ره خواهد يافت.
يك دوست بـــــــــــــــــزرگ وار باور بفرماييد او بسيار بزرگ و تنومند است و از هر وجبش يك هنر مي تراود بيهوده به من و بهزاد اسفندي مي گفت زي زي (حوصله بزرگو كوچيك كردن فونت ها و بكار گيري رنگ هاي ديگر و پيوند دادن ندارم خودتون با سليقه خودتون هر كاري مي خواهيد بكنيد.)داشتم مي نوشتم من زي زي نيستم.شاهد اين نوشته نيز اين است كه شما بر روي پيوند بانوان خوش دلي كه در ميان پيوند دوستان من است كليك نماييد پزشكي قانوني علت مرگتان راشگفت زدگي از گونه خفن خواهد شناخت.همه اون بانوان قشنگ كيبورد مي فرسايند اگر دوست مي داريد كه يك بار در زندگيتان به چنان مرگي دست يابيد بر روي اون پيوند ها كليك نماييد و به من بگوييد نوشته كدام يك از بانوان خوشدل شما را مُرداند؟
دنباله حرامزادگان از بي پدر ومادرها را هم نمي نويسم.خواهش مي كنم خواهش مكنيد.خرسند و شادمانم كه اين پست نه اِروتيك بود نه بي ناموسي نه بي ادبي نه...
پست پيشينم را بيش از يك دسته ده تايي خواندم و بيش از يك دسته يكتايي غلط تايپي و انشايي از آن بگرفتم.براي اون دوست بـــــــــــــــــــــــــــزرگ وار نيز نوشتم كه دست مايه غلط هاي املايي و انشايي من كلفتي انگشتانم است و هرگاه مي خواهم كليد دلخواهم را بفشارم يا يك كليد اضافه مي فشارم يا انگشتم به همان دليل كلفتي مي رود روي يك دكمه ديگر.ولي روي هم رفته كسانيكه از ساختمان مغزي ويژه اي برخودار باشند و به هنر ويراستاري و نوشتاري آراسته باشند درخواهند يافت از من خوش كيبورد فرسا تر يافت مي نشود.
چون من شما را دوست دارم وشما هم به جز چند نفر ازخوشتان نمي آيد روراستي بخرج مي دهم و مي نويسم كه نوشته بايد خواننده را بر سر ذوق و رقص و وجد و خراميدن و چهچهيدن بياورد بر خلاف شنونده كه گوينده را بر سر ذوق و اون قرطي بازي ها بايد بياورد.ولي من از حقه هاي كثيف و تميز وپليد و پلشت و پاك و تازه و ديرينه وبلاگي سود نمي جويم و با ۳۰ يا ست يا مسائل ۳۰ يا ۳۰ كاري ندارم.كوچكترين جمله يا واژه و يا حتي واجي كه در برگيرنده يا در بردارنده يا در بر دهند مسائل سكسي باشد هم نمي تايپم.من پسر خوبي شده ام. در سال نوي خورشيدي نيز نمازگزازشده ام.بگونه اي نيز خواهم نوشت كه بانوان فرهيخته و آزرم دار(مي دونم آزرم دار توي هيچ نوشته اي بكار برده نشده است براي همين نوشتمش.از كپي كاري وگرته برداري بيزارم.)بدون اينكه نگران بالا رفتن شرم و آزرمشان باشند نوشته ام را بخوانند و به به و چه چه بنمايند.
چون شما خواننده خوبي بوده اي و تا اينجا خوانده اي و چند بار به آغاز و ميانه نوشته برگشته اي (كاري كه من نكرده ام و نخواهم كرد واين نوشته را بدون بازخواني خواهم فرستاد و پس از فرستادن بارها آن را خواهم خواند و به خود خواهم گفت فرسان دوستان تو يا بسيار با ادب هستند كه غلط هاتو برخت نمي كشند يا از ادب و ادبيات بهره اي نبرده اند و نوشته ات را نخوانده ان و باز هم از خودم سپاسگزار خواهم بود)دوستان انگار خدا نمي خواهد شما در كشف كللفت من انباز گرديد و دريابيد چرا حرامزادگان از بي پدرومادران برترند.
وبلاگ داداش فرزان نیز بروز شده است.فرمایشی از فرمایشات ویلیام فاکنر را بخوانید.
فرسان بيست و ششمين روز سال يك هزاروسيصدو هشتاد و پنج خورشيدي.سپاهان.
