تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - چنین گفت...........

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

چنين گفت فرسان:
نخست اينکه هنوز قالب و پيوندهاي تارنوشتم درست نشده امّا در رايانه ي خودم همه چيز سر جاشه . پيوند دوستانم برگردانده خواهد شد.

فرسان پيوسته با خود مي گويد که او مي آيد يا نه؟
او کسي نيست جز شارلاتان بزرگ هميشه در زندانِ ميهن اسلامي ما ، اکبر گنجي.
فرسان از اينکه به او شارلاتان مي گويد پشيمان نيست چنانچه اگر حضرت ميلان کوندرا هم بود ، به او مي گفت :رقّاصه .

فرسان مي گويد :بيشتر دوستاني که به خانه ي ما مي آيند و شيوه ي نام بردن برادرانم را از سوي من مي شنوند پس از آن به من مي گويند ،‌داش فرسان . چون من براي صدا زدن برادرانم از پيشوندهايي چون داش فرزان ،‌فرشاد ، فرشيد ،‌فرياد ...سود مي جويم يا پسوندهايي چون فرزان جان ، فرشاد جان ،‌فرشيد جان ، فرياد جان ولي...
من از اينکه دوستانم به من بگويند داش فرسان خشمو نمي شوم چون دوستانم پسران و مردان خوبي هستند و بزرگوارانه مي گويند داش فرسان

امروز فرسان حرف از شرت و شلواري مي زد که از اونور آب بهش پيشکش شده بود. مي گفت شرتش و داداش فرزان براش اورده و شلوارشووووووووووووووو؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
به هر حال من و همه دوستان  اميدواريم که فرسان عزيزيمون لحظه هاي خوبي در اونها يا شايد هم با اونها داشته باشه .مگه نه؟

فرسان مي گفت که به دوستاش سر بزنم امّا شرمنده ي خودش و دوستانش هستم چون اصلا وقتش نيست به هر حال فرسان خوبمون همچنان به ياد همه ي دوستانش هست.
ما هم به يادت هستيم.

من ،‌سايه اي پس سراب.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |