سلام
می خواستم در نبود فرسان برای اینکه شما جای خالیشُ احساس نکنین مثل همیشه کمی این کیبورد بدبخت رو بفرسایونم تا اینکه فرسان برگرده و دلتون شاد بشه.
ولی بعضی ها منُ به مرگ نوشتاری یا «مرگ کیبورد فرسایونی» دچار کردن.چند تن از دوستان فرسان که فرسایش کیبورد ایشون رو خیلی دوست داشتند و دارند به من گفتند:
دختر این مزخرفات چیه که توی این وبلاگ شهیر می نویسی، این وبلاگ رو داری لکه دار می کنی، آخه چرا دست از سر این وبلاگ بر نمی داری؟
کمی که با خودم فکر کردم فهمیدم که دارن راست میگن.
آخه من فکر می کردم که با کیبورد فرسایی توی این وبلاگ یه کمی تبحر پیدا می کنم و مهمتر از اون اینه که یه کمی نوشته هامو روی شما امتحان می کنم و توی وبلاگ خودم برای دوستام بهتر می نویسم ولی حالا من به مرگ نوشتاری دچار شدم و الان هم اصلا روحیه ندارم که بخوام براتون وراجی کنم ولی محض این که به اون دسته از دوستان عزیز ثابت کنم که چقدر پررو هستم و عمرا ً از میدون به در نمیرم باز هم به این فرسایشهام ادامه میدم تا زمانی که فرسان بتونه بیاد و پست بزنه «البته تضمین نمی کنم که هر وقت خودش هم تونست بیاد و پست بزنه من دست از سر شما و این وبلاگ برمی دارم»
ولی دوستان عزیزم و عزیزش بدانید و آگاه باشید که ستاره بادی نیست که نتونه اون بیدهارو بلرزونه ستاره طوفانی سر کشه.
اینقدر که وراجی کردم داشت یادم می رفت که بگم
چنین گفت فرسان:
درود
بی وفایی آری!... دروغ خیر. سه روزه که دارم خام گیاه خواری می کنم. دوستون دارم ، بهتون سر می زنم.
پایدار و پیروز و همیشه پرفروغ باشید
دوستدارتون ستاره
