تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - خودم سكسي هستم ولي تارنوشتم سكسي نيست.

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

پنج روز بیشتر نیست دست بکیبورد نشده ام ولی چنان نوشتن برایم دشوار شده که مپرسید.

دوستان و خوانندگان ارجمند من (فرسان)تا کنون در هیچ یک از تارنوشت  هایم از واژه های ک... شعر و ک...خل بهره نبرده ام. یک عکس برهنه در وبلاگ هایم ننهاده ام.در شهریور هزارو وسی صد و هشتاد و چهار در همین تارنوشت ، در پست "پدرو پدر بزرگم تا کنون کمربند به گناه باز نکرده اند..."عکس یک بانو که برجستگی ها و فرورفتگی هایش پوشیده بودند نهادم.آن عکس هم پس از چند دقیقه برداشته شد. در سال یک هزاروسیصدو هشتادو دو و درتارنوشت فرسان پرشین لاگ نیز چند بخش از داستان چشم جرج  يا ژرژباتای که از تارنوشت ادبیات کثیف برداشته شده بود را کپی پیست کرده بودم .در آنجا هم از عکس های برهنه بهره نبرده بودم. با توجه به توضیح بالا شما بگویید کجای تارنوشت من سکسی است؟

چند خط بالا نشانه جا نماز اب کشیدن من نیست.کسانی که از نزدیک مرا دیده اند می دانند که پستان های من درشت و بزرگ هستند.کسانی که پستان های مرا لبسیده اند هم می دانند پستان های من آبدار نیستند آبی که روی پستان های من روان شده یا می شود اب دهان یا بزاق یا تف  خودشون بوده است.(تا كنون زبان هيچ نرينه اي هم به پستان هاي درشت من نخورده است)

چون داره از نوشته ام خوشت می آید ادامه می دهم.

باری پستان هاي من از امر خدا بزرگ و درشت نشده است.آنها با ورزش و نرمش شناي سوئدي  و پرس سينه بزرگ شده اند.من شناي سوئدي را بر روي تخته شنا انجام نداده ونمي دهم.ماجراي شنا رفتن من به اين شكل است كه بر روي يك جنس لطيف دارز مي شوم.اونجامُ با اونجاي اون لطيفه درگير مي كنم.سپس با ريتم و آهنگي ملايم و تند به شنا رفتن مي پردازم.يا بصورت تاق باز دراز مي شوم و با يك بانوي مگس وزن پرس سينه زده ام.(مگس وزن سبك ترين وزن ورزش بكس است ولي دليل بر بوكسور بودن شركاي سكسي من نيست)

ماهيچه پشت بازوي من هم هيچ پيوستگي با خود ارضايي يا جلق زدن ندارد.تا دوسال پيش من روزي ده يا پانزده كيلومتر با يك جفت عصاي پولادين پياده روي مي كردم. پياده روي با اون عصا هاي ويژه و منحصر بفرد كه در دنيا لنگه و همتا ندارند، برايم  سود هايي به همراه داشته است. كلفت ترين سودشان اي بوده كه دستان من پينه مي بسته و نمي شده از آنها  براي سكس يك نفره بهره ببرم.در سكس هاي راه دور و تلفني و اينترنتي هم الكي آخ و آه و اوف كرده ام.كمرم از تيرآهن ۲۴ سفت و سخت تر است.

نتيجه اينترنتي ايت كه من سكسي هستم ولي تارنوشت من سكسي نيست.

گمان كنم امشب يا فردا شب سال روز يا سال شب درست شدن اين تارنوشت باشد.

به همه عزيزاني كه به من نظر دادند نظر مي نويسم. پيوند مريم جون بانوي ارجمندي كه براي پست پيش نظر نوشته و پيوند مرا در ميان پيوندهايش نهاده را هم در ميان پيوند ها خواهم نهاد. هركس برام نظر بده براش نظر مي دهم.هركس پيوند مرا در ميان پيوندهايش بگذارد پيوندش را در ميان پيوند ها مي گذارم.هركس لوگوي مرا بگذارد لوگويش را مي گذارم و برعكس(يعني نظر نده نظر نمي دهم. لينكمو در بياره لينكشو در ميارم و...)

من خشمو نيستم. اين پست نشانه خشموييت من نبوده و نخواهد بود. مي ماچمتون.

 

فرسان بيست و چهارمين روز زمستان يك هزار و سي صدو هشتاد و چهار خورشيدي.سپاهان يا شهر نيكان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |