تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان - نوار مغز یا سونوگرافی درون کمانک پدر شدن یا پدر نشدن؟؟!!

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

این پست زیبای بانوی هزار گیسوی مهربان را بخوانید

 

فرا رسیدن زمستان را به شما دوست خوب و خواننده گرامی شاد باش می نویسم.آرزو می کنم زمستان بسیار سردی پیش رو داشته باشیدو سر ما را نخورید چون ما سرمان را نیاز داریم.آهنگ پست زدن نداشتم.از بس دختران زیبا و درس خوانده و مهربان با ابزاری چون یاهو مسنجر وتلفن و دیداری نوشتند و گفتند: فرسان چراپست نمی زنی بر این شدم تا پست بزنم.

پس از ماه ها، وب و ویس دادن را آغاز کردم.از دوستان تازه که در لیست دوستان من هستند،گروه های گوناگون دختران ارجمند سایت های دور و نزدیک تا وبلاگ های دور ونزدیک که تا کنون مراحل اعتماد سازی را نپیموده اند درخواست می کنم توجه نمایند:اگر برای سخن مردم همیشه بیکار و همیشه در وبلاگ نبود می نوشتم،هرکه دارد هوای دیدن فرسان بلا،درون کمانک بر وزن کربُ بلا علاوه بر دادن شماره تلفن همراه و تلفن خانه و ویلا باز هم بر وزن کربُ بلا و نمایاندن دست کم بخش های بالایی هیکل ورزشی هنری  برای هر بار وب گرفتن ده یوروی ناچیز(یورو را بیش تر از دلار دوست دارم)به حساب اندوخته ریالی من واریز نماید.چون مجازیت من مانند حقیقیت من است(جمله نامدار مدرس ) هرکه سرش را نشانم دهد سر خودم را نشانش می دهم نه سر چیزم را یعنی وب سکس در کار نیست!!!هرکه سر وسینه اش را نشانم بدهد سر وسینه ام را نشانش می دهم.بدون اینکه آهنگ فریب دادان درون کمانک اغفال شما را داشته باشم می نویسم که سینه هایم یک شماره بزرگ تر شده اند. یک هفته است که دارم سینه کار می کنم و سینه می خورم.چند تار مو هم گرد دایره رنگی سینه ام روییده است.وجز این چند تار مو دیگر هیچ گونه پشمی در بدن ندارم.اگر خداتا یورو، هم پیشنهاد بدهید از ناف به پایین را در وب کم نشان نخواهم داد.ترس از جایزه گذاشتن برای سر... این اجازه را به من نخواهد داد.

دیشب رفتم دوتا (واحد شمارش عکس همین، تا می باشد)عکس دیجیتال با کراوات و بی کراوات گرفتم.ماجرای عکس گرفتن را بزودی در همین وبلاگ می نویسم.

از دختران و بانوان ارجمند درخواست می کنم بگونه های در گوشی گفتمانی یا نامه ای به من بگویند چگونه از بارداری های ناخواسته پیش گیری کنم.از شهریور گذشته تا کنون با کابوس چهار بارداری ناخواسته در نبرد بوده ام. در دیگر هم آغوشی ها آگاهانه تر برخورد کرده ام.اگر این یکی هم دارای پایانی خوش باشد یک جشن بزرگ در همین جا برگزار خواهم کرد.البته در آن روی یا باید از شرکای سکسی یک نوار مغزی بگیرم ببینم چرادر شمردن روزهای بین الپریودی دچار خطا می شوند ویا بروم یک آزمایش اسپرم بدهم ببینم اگر براستی من توان بارورسازی ندارم بیهوده نگران نشوم.تا یادم نرفته سوگند بنویسم که اگر توان بارور سازی داشتم جز کاندوم وایاگرای آمریکایی اصل دیگر هیچ گونه مارکی از این ابزار نجات بخش نخرم.کاندومهای باقی مانده را هم باد می کنم و با ماژیک روی آنها سروده هایی از یدالله رویایی و فروغ فرخزاد و مریم هوله می نویسم.و زآنپس برای چیره شدن بر دلهره ایدزهر کاندومی گیرم آمد بسر کنم.

دارم قالب وبلاگ را درست می کنم. از شما درخواست می کنم نشانی موزیک هایی با فرمتmp3و mid برایم بفرستید.بیش از هر هنگامه دیگری به دعای شما نیاز دارم.دعا کنید این یک بانو هم بخوبی وخوشی پریود شود و برای من مشکلی ایجاد نشود.خودم می دانم این عکس هایم از مربا هم مربا تر می شود.هدفم از عکس گرفتن تنها و تنها نهادن آنها در وبلاگ بوده است. چون کم تر از  یک سال است که یک عکس دیجیتال گرفته ام .عکس نامبرده همان بود که روزگاری لوگوی من بودو به القابی چون مربا،جیگر،هلو،الهی بیفتی روم(از زبان سوم شخص.نه من چون من روی خودم نمی توانم بیافتم)ملقب گردید.تا ده روز دیگر که عکسم آماده شود از عکس های سه سال پیش تا کنون را در وبلاگ خواهم گذاشت تا باور فرمایید:فرسان از فرش کرمان هم شگفت انگیز تر است.فرش کرمان پا می خورد و خوش نقش و نگار تر می شود.من بدون اینکه پا یا پاچه بخورم (فتیشی در کار نیست.مگر برای شریکی سکسی که براستی نشود بی خیال یک میلیمتر از اندام خوردنی او شد)از فرش کرمان شگفت انگیز تر هستم.

من اگر آهنگ بدست آوردن دوست دختر داشتم اینگونه نمی نوشتم.بلکه پست هایم را با نام نامی الله و ...آغاز می کردم.اگر شما در پی بدست آوردن دوست دختر هستید حتما این شیوه را بیازمایید.چون الله تا مدتی کمکتان می کند. پس از آن شرکای سکسی شما که همه دینی هستند دچار وجدان درد می شوند و در بوق و کرنا می کنند شما آنهارا فریب داده اید و پشت سرتان صفحه می گذارند شما بخوانید غیبت می کنند سپس از هم آغوشی با شما دست بر می دارند بخوانید توبه می کنند ولی کماکان پشت سر شما صحبت می کنند و وجدان درد هم نمی کشند.

بجز بهاران که خودم آنرا خراب کردم تابستان و پاییزان خوبی داشتم.چون بهار وپاییزدر بین تابستان و زمستان قرارگرفته اند به پایان آنها یک الف و نون افزودم.در نخستین خط های این پست برای شما آرزو کرده بودم که زمستان سردی داشته باشید.در پست های ویژه زمستانی در این باره کیبورد خواهم فرسود.

دنباله ماجرا های من و پاییزان را نخواهم نوشت.در آن نوشته می خواستم بنویسم: باز هم از باد های بی ناموسی پاییزان خوشم نمی آمد چون در زیر یا روی مانتو های گشاد دوستانم به رزمایش داخل کمانک عملیات و مانور می پرداختند.در این پاییزی که گذشت نه تنها از بادهای پاییزی بدم نمی آمد بلکه آرزو می کردم هرگاه با دختری قرار می گذارم باد های همراه با غبار وزیدن گیرد تا چشم ناپاکان نتوانند پوست برنزه یا سپیده دوستان موقتم بر ورزن ازدواج موقت را ببینند.باور کنید اگر بادی نمی وزید حتی می شد روزنه های پوستی آن مانتو نازک ،وتنگ ،و کوتاه پوشان،که شلوار های کوتاه و نازک و گشاد می پوشیدند را بدون چشم بصیرت و چشم مسلح هم دید.

دوستان ارجمندچند نکته را در نگر گیرید

۱ـ در این نوشته چندان پراکندگی موضوعی وجود ندارد.

۲ـبه دخترانی که از نوشتن دیدگاهشان خود داری نکنند به شیوه های نیکویی سپاسگزاری خواهد شد.

۳ـمن ایدز ندارم.البته هنوز آزمایش نداده ام ولی به من الهام شده است ایدز ندارم.نتیجه بهداشتی اینکه اگر من ایدز داشته باشم شما هم بشیوه مستقیم یا غیر مستقیم ایدز داری.چون من اندکی تنبل هستم اگر ممکن است شما بروید آزمایش بدهید و پاسخ آزمایش ایدزتان را برای من بنویسید.

۴ـاین نوشته را با عینک ادبی و بهداشتی و پوشش درخور این فصل بخوایند.

۵ـاین نوشته اگر ویرایش شود برای درست کردن افعال و نکات دستوری خواهد بود.

۶ـخطوط قرمز در این پست رعایت شده است.نامی از ابزارو بخش های جنسی برده نشده است. خواهشمندم شما نیز زیاد از قوه تصورتان کار نکشید.

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |