بنام خدا.
برادر و برار ( همان برادر است در گویش شیرین لری) همیشه در این ترنت، حضرت آقای کلنجار و حضرت آقای ابراهیم خدایی مرا به بازی سرکاری یلدا بازی فرا خوانده اند. من با وبلاگِ باز به پیشواز فراخوان آن ها آمده ام. اگر باز هم بر آدری یا نا برآدری مرا به بازی یلدایی فراخوانده و من نمی دانم باید بداند که این پست؛ پاسخی وبلاگ شکن به همه فراخوان های یلدایی است.
۱- رویایی هستم.
۲- دوازده سال مواد مخدر و الکلی کشیدم ونوشیدم؛ ۱۶ بهمن همین امسال وارد چهارمین سال پاکی و بهبودی ام می شوم.
۳- دوست دارم بانو های سیاه پوست و سرخ پوست و زرد پوست و سپید پوست راستین(رنگین پوستان) و اسکیمو و دیگر نژاد ها را ازنزدیکِ نزدیک ببینم. (بی منظور)
۴- همیشه از آدم های بی ادب که به آدم می گویند دهانت بوی بسیار بد می دهد بدم آمده.
۵- حتی آستین پیراهن های دو ایکس لارج هم گاهی برای دستان من کوتاه استند.
پا نبشت: پیش از این که این پست را بفرستم یک پست در دوبخش به وبلاگ فرستاده بودم که آنرا برداشتم و در ثبت موقت و عدم نمایش در وبلاگ نهادم. کوتاه نویسی ام را مدیون استاد سعیدیوس ارجمند هستم. اوشان در پست یلدا بازیشان چند غلط فلسفی و ادبی کلفت مرتکب شده اند. من نیز مانند سعیدیوس جان هیچ یک از دوستان را به بازی یلدایی دعوت نمی کنم. دیر یا زود دچار وجدان درد و وبلاگ درد می شوم که چرا با ریسمان کلنجار و لربلاگ به وبلاگ آمدم!!!