تبليغاتX
کیبوردفرسایی های فرسان

کیبوردفرسایی های فرسان

من هم فرهادم هم شیرین چنان که مولانا هم لیلی بود هم مجنون خویش.

 

بنام خدا.

من مانند آدمیزاد نمی نویسم یا شما مانند آدمیزاد نمی خوانید؟

از دوست خشمو و فراری ام آقایی( اُ ) که در یک کشور نژاد پرست ِ نامردِ سکسی* زندگی می کند می خواهم (من حتی هنگامی که او در ایران بود از او خواهش نمی کردم) برای یک امر نیک (خیر) خودی نشان دهد تا من بدانم؛ آیا وکیلم مانند  پارسال* گوش مالی خوبی به بلاگ نما ها بدهم یا خیر؟

برادرها و خواهر ها ، بانو ها و بی نو ها، کِرم ( گونه های اَن گلی مد نظر است نه گونه های خزنده ای) دارها و کرم ندارها ، تازه بلاگرها و کهنه بلاگرها، کاربر های همیشه در این ترنت و کاربر های ره گم کرده** بی گمان شما نیز در درازنا و کلفت نای لاگ بازی تان با واژه های برگوزیده ای چون "دُگم، پرنسیپ، تابو و ... " روبرو شده اید. بلای کلفتی که گریبان و دامن برخی بلاگرهارا گرفته تنها بکار بردن واژه های خارنجکی نیست. کاش بود. یک بلاگر راست راستکی باید هنگامی که از واژه ها و اصطلاح های خارنجکی یا فنی بهره می برد، برابر فارسی آنها را بنویسد.

ایرانی ها جاندار های شگفت انگیزی هستند. یک ایرانی هنگامی که با یک بلاگر دیوانه و بی مار روبرو شود "باید" بی خیال آن دیو آنه گردد. اگر بی خیال آن دیو آنه نگشت خودش یک دیو آنه است نقطه برو سر خط

این نوشتار یکی از انگشت شمار نوشته هایی است که من آن را با کیبورد سنگین بروزن دنده سنگین نوشتم. دیگر نوشته های من چندان نکته های نوشتاری را با خود و در خود ندارد، پس از این( شما بخوانید زین پس) نیز بیشترینشان نخواهد داشت. با اون همه باز هم چیزی از خوش نویسی من کاسته نشده و نخواهد شد. من میخ کلفت گوشتین بر وزن پولادینم را در این ترنت فرو کرده ام و از ...نما گنده تر ها هم نخواهد توانست برونش آورد.

دوبار من در وبلاگم، ننه من ندارم بازی، در آوردم و در هر دوبار گیر دو دیوانه فتادم. دیوانه نخست که از من شماره حساب بانکی می خواست یک ایراد بنی اسرائیلی گیر آورد و به من گیرداد. او یک بانوی نیکو کار نما بود که گفت چرا من توی مسنجر به او نوشته ام ... جان (سه نقطه یعنی  اول اسم اوبوده است)

دیوانه دومی از دیوانه نخست، خردمند دیوانه کن تر بود. به این یکی نمی پردازم.

تکنیک و ترفند من در لاگ بازی و نتوندی این است که در پی خردمند کردن هیچ دیو آنه نیستم. برای دل خودم و دوستانم می نویسم. دیوآنه های این ترنتی به "در ِ" خودشان می گیرند. اکنون شما داوری کنید ،گناه کار کیست؟

من برای دیدگاه های بی خردانه خواننده نما ها کوچک ترین ویژگی برخوردار نمی شوم. دیدگاه های چون خشنگ می نویسی و وبلاگ خشنگی داری و به من سر بزن و بلینکیم و من بروزم را توی دلم آهستکی با جمله "بتخمم" پاسخ می دهم. دشنام ها و ناسزا ها را هم می خوانم و می خندم و کار خودم را می کنم. خشمو هم نمی شوم. (باور مکنید)

اکنون با خواندن کتاب های کاغذی کم تر به خوش نویس های ادبی و ۳۰ یا ۳۰ این ترنتی سر می زنم. هنگامی که ابراهیم نبوی 

باز هم ابراهیم نبوی یا هادی خرسندی یا نیک آهنگ کوثر (تا چهارما پیش گمان می کردم نیک آهنگ کوثر بانو تشریف دارد) یا رویا صدر یا بی ژن صفدری یا بیلی و من یا نقطه ته خط یا شرح و چند تا خوش نویس دیگر ِ دگر اندیش خونم پایین می آید به پایگاه های آنها می روم و نوشته هایشان رامی خوانم وبرای شادی روح شان چند تا لب خند و قهقه می زنم و توی دلم از آنها سپاس گزاری می کنم. از آن میان تنها برای چند نفرشان نظر یا نامه نوشته ام. هیچ گاه آهنگ امربمعروف و دعوت آنهابه آغوش گرم جمهوری اسلامی هم به سر مبارکم نیافتاده و نخواهد افتاد.

پایگاه های ادبی که می خواندم و می خوانم نیز این ها استند. کلمات ـ اکبر سردوزامی ، اسدالله امرايي ، هوشنگ معين زاده ، هوشنگ گلشيري مهشيد امير شاهي ، منيرو رواني پور ، يدالله رويايي ، مهين ميلاني ، ميرزا آقا عسگر ماني ، حسين نوش آذر، خوابگرد، سخن، پندار ، دوات ،ادبیات و فرهنگ ، لوح، زبان فارسی، کارگاه، کتاب هفته ، راوی ، پنجره پشتی خواب گرد ، پارسی سخن بگوییم ، پیوند های ادبی مزدک ، کرگدن سلطان است، قابیل، ادبکده ، باشگاه، آی کتاب، کلاغ، کتاب لاگ ، فانوس، مجيد زهرى ، سيبستان، دم وحوا
مجله شعر در هنر نویسش ، هزارتو ، والس ادبي، جن و پری، دیباچه، دیدگاه، کتاب شعر، رواق، خزه، واژه، فروغ ، گذرگاه، مانی ها، اسماعیل خویی، ایگناسیو، سمرقند، ماندگار، پنجره، پارسی، ساینا، شاهنامه شناسی، سپینود، آوا نگارد، مانا آقایی، علی قانع، نسل پنجم، نوف، کتاب نیوز، انجمن ادبی شفیقی و چندین تارنوشت و تارنمای ادبی دیگر. درباره پایگاه های ادبی بالا توضیح ننوشتم و نمی نویسم. پیوندبسیاری از این پایگاه ها در تارنوشت من و برادرم بوده اند یا در بخش ادبی رایانه مان گردآوری شده اند یا درfavorites مرور گر اینترنت اکسپلوررمان جا خوش کرده اند. دروبلاگ من نیز پیوند بسیاری از کتاب خانه های این ترنتی است.

من هنوز ادیب نامداری نشده ام، چون ویژگی هایی مانند، خودفروشی و ریاکاری و جاه طلبی و دمدمی مزاجی و خود پسندی ام بمقدار کافی رشدننموده است. دلیل دیگر این است که هنوز ویراستار خوش گل و خوش اندامی که در راه پرپیچ و خم و پردست انداز نویسنده گی یاریم کند را نیافته ام.

پس نبشت:

۱ـ از وبلاگ های عبای شکلاتی و وب نوشته ها و یک تازه بلاگر دیگرخوشم نمی آید.

۲ـ بلاگ هایی که با آن ها نظر بازی می کنم بلاگ های  کلنجار (محمد جون) وهویجوری هووجوری و مادگاسکار استند.

۳ـ برگردان واژه های خارنجکی که در آغازنبشته به آنها اشاره شد نبشته نمی شود.

* پارسال دوست خوش نویس و خوش سلیقه سفر کرده مان پست ک مثل ککه مرا بر سر وبلاگ کرد.

** جستجو گران زحمت کش و کوشایِ، خاطرات سکسی ، داستان های سکسی، وبلاگ های سکسی، سایت های سکسی، فیلم سکسی، چه گناهی کرده اند که برخی بلاگر نما ها آنها را سرکار می گذارند؟ اگر این دربدرها از راه جستجو گرها به این نبشته برخورد کردند بدانند و آگاه باشند که این حق مسلم آنهاست از این ترنت سوء استفاده کنند.


بسیاری از نو نویس ها تا تقی به توقی می خورد گمان می کنند شده اند حضرت چخوف. اکنون که نام چخوف آمد یادم آمد که به بلاگ یک پزشک نیزگه گاهی (گه گاهی را گُـــه گاهی مخوانید) رفته ام. ازپایگاه ارزنده ویکی پدیا نیز بهره برده و خواهم برد.

در favorites ام دو پوشه دارم بنام وبلاگ های نامدار و وبلاگ های لری. شاید روزی روزگاری یا شبی شبگاری پستی به این دو گروه اختصاص دادم.

جمله آغازین این نوشتار " من مانند آدمیزاد نمی نویسم یا شما مانند آدمیزاد نمی خوانید؟ " علت خاصی یا دلیل بخصوص بخصوصی نداشت. دوست دارم هویجوری هویجوری گاهی سربسر برخی بگذارم.

بسیار دوست دارم یک پست کوتاه تک جمله ای، بروزن خوشگلا ( چیز خلا) باید برقصند بنویسم.

اجر همه اون ... نما ها با قاتل آقامون حضرت مرتضی علی (ع) و مرتضی عقیلی علیه نسلام.

خوانندگان همیشه در وبلاگ من اگرمی خواهند در آزمونی که بزودی برگزارمی گردد سربلند بشوند به بخش بایگانی وبلاگ بروند و نظر ها را درست و حسابی چک کنند. بزودی من از آنها خواهم پرسید نام نظر دهنده های بانویم را بنویسند. پارسال در چنین هنگامی من دو خواننده بانوی پرو پاقرص داشتم که اکنون دستشان از نظر های من کوتاه شده است، برای آنها و دوست پسرها یا نامزد های احتمالی شان دارایی و دانایی آرزو می کنم.

"خط پایین را شما مخوانید"

بانو طا رفت. او دیگر برایم کتاب نمی فرستد. کتاب های که در دست خواندن داشتم، نمایشنامه آدم آدم است و داستان یک پولی برتولت برشت وژان کریستفرومن رولان بود. چند کتاب از مارسل پروست و هرمان ملویل ترجیحا موبی دیک و جلد سوم و چهارم ژان کریستف را سفارش داده ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 3:49 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  | 

 

 بنام خدا.

 

                                        

پیش نبشت: فرا رسیدن فصل چس ها یا فوت های خدا را به همه بانو ها و دوشیزه های خوش اندام و بد اندام خدا شاد باش وشاد نباش می نویسم.

پاییز جان هم آمد. (همسرایان: خوش آمد) در پاییز باد های پاییزی جامه ها و پوشاک های بانو ها و دوشیزه ها را یا به آنها می چسبانند یا از آنها دور می کنند. چون خداوندبانو ها و دوشیزه ها را برای بی نوهایی آفریده که قدرشان را  بدانند؛ با چُس یا فوت های پی درپی ( عوام به فوت ها یا چس های خدا نسیم یا باد یا توفان می گویند)گردو خاک آفریده و چشم چرانان (بی نوهایی که سر از دستگاه شگفت انگیز بی نو ها در نمی آورند) را از دیدن اندام پوشیده یا نپوشیده بانو ها محروم میسازد.

ای پاییز تو فصل چس های خدایی یا فوت های خدا؟ ای خدا از اینکه در هیچ پاییزی در چشم ها من نچسیده و نفوتیده ای سپاس.

برخی از لاگ بازان چیره دست که با کمبود سوژه روبرو گشته اند روی به نوشتن افتخارات شان آورده اند!!! آنها یک سیاهه دراز و باریک از کنش ها ، واکنش ها و شاید هم آرزو هایشان را بنام افتخار در بلاگ هایشان نبشته اند ( هم سراها: پس می خواستی دروبلاگ تو بنویسند؟)

دو پیوند شگفت انگیز برای دوستان خوب و ریزبینم در نگر گرفته ام. ۱ ـ و ۲ ـ ( روی ۱ـ و ۲ـ کلیک کنید)

پس نبشت: این پست تنها یک طرح است روی آن کار نشده است. دوست ندارم مانند بسیاری از بلاگرنما ها طرح ها و نبشته های دیگران را کش بروم و با ان دکی تغییر به خوردم دیگران بدهم. دیگران برای من هیچ ارزشی ندارند. دوست دارم خودم باشم. اینجا این ترنت و بلاگفا و فرسان بلاگفاست، نی آزمایشگاه و کرم شناسی. پس هرکس کرم دارد برود آزمایشگاه. خود من هم کرم ندارم که به بی کرمان بدهم.

بزودی یا بدوری در باره ماه نزدیکی با خدا هم خواهم نوشت. خدا دو جنسیتی است.

خارج از پستور: یارعلی پور مقدم نیز بلد است بی پرده و اپن بنویسید. خودم دی روز با چشم های خودم داستانک پاگرد سوم او را خواندم. جای هیچ کدامتان هم خالی نبود. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 6:36 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  | 

 


هی خانم، کجات کجات؟

دوستان گرامی بخش دنباله نوشته را دنبال نکنند. این بخش برای سر کار گذاشتن نا دوستان در نگر گرفته شده هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 5:16 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  | 

 

 

بنام خدا.

((بنام خدا یعنی خیلی چیز ها!!!))

فرارسیدن ماه مبارک رمضان را به همه دوستان مسلمان ام(شیعه های مرتض علی. با عرض و طول پوزش از کلنجار) شاد باش می نویسم. تازی های بی ناموس سنی کثافت؛ چشم ها را به آسمان دوختند تا به بهانه دیدن ماه مبارک رمضان؛ انوشه انصاری، ماه خوش چهره ایرانی را ببینند ( ارواح عمه شان) چقدر این مسلمان های سنی ِ تازی خر استند!!؟  گمان کرده اند بانوی پولدار و دانشمند ایرانی با دامن فضایی رفته فضا نوردی و پاهای مبارکش را دوبرابر پهنای شانه هایش از هم گشوده تا تازی های سکسی بی شرف به بهانه روئیت( شما نیز چون من به روئیت خندیدید؟) ماه مبارک رمضان آنجایش را ببینند!!!

آرزو می کنم نسل سنی های دور ازجان کرد های سنی )دیوانه که یک روز زود تر از ما ماه مبارک رمضان را آغاز می کنند از روی زمین برداشته شود. من ماه مبارک را دوست می دارم. ماه مبارک ماه خوش مزه ای است. در ماه مبارک رمضان آدمیزاد می توانده چهار مزه اصلی را به همراه زیر مزه ها (ادویه ها) به زبان آورده وشکمی ازعزا دربیاورد.

ماه مبارک رمضان دارای روز هاو شب های قشنگی است. روز های قشنگ ماه مبارک از نوروز ایرانی های مجوس  آتش پرست بی فرهنگ گدا گشنه ء برده ء ترسوء خنده دار خشنگ تر است. شب های قدرش از شب یلدای جهندمی و اهریمنی (هرگز در باره اهریمنی بودن شب یلدا توضیح داده نمی شود) ایرانی های ... به تر است..

 

من دل باخته آیین اسلام ناب محمدی + اسلام ناب علوی استم. من از اسلام های دکتر عبدالکریم سروش و محمد علی باب و عباس افندی و عبدالبها بیزارم. عبدالکریم سروش و ... از بدعت گذاران دیوانه هستند.

 

به همه دوستان ارجمند و فرهیخته و مودبی که برای پست پیشین نظر های شایسته و بایسته نوشته اند سر می زنم و برای نوشته های زیبایشان نظر می نویسم. دیوانه هایِ خنده دار این ترنتی را هم که نادیده می گیریم تا دیوانه ترو خنده دار تر از پیش شوند.

پست پیشین از سری پست هایی بود که جدی نگیریدش با یک فونت جادویی نبشته شده بود.

 

التماس ۲ آ و ...آ

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط هوشیاری که درمیان مست ها بنشسته است  |