بنام خدا.
آمدی جانم بگربانت ولی حالا چــــــــــــیرا؟
دوستان و خوانندگان گرامی گرم ترین درود ها بر شما. گرم ترین درود ها برابر و هم چم دمت گرم خودامون است. دَمِ همه تون گرم. همه تون در اینجا به چم دوست و نادوست و خواننده و خواننده نمانیست. مراد دَمِ بانو ها و بی نوهاست. گرمای دَمِت گرم این پست بالای بالاست تا بی نو ها۳۰بیل هاشون بسوزه و بانو ها سوتین هاشون. (شفاف سازی نمی شود)
این واپسین کیبورد فرسایی فرسان در وبلاگ پرآوازه فرسان بلاگفاست. ناهید* را بر تخم چپم و زهره**را بر تخم راستم بگذارید در بلاگفا نخواهم نبشت. در وبلاگ تازه ام پیوند دوستان خوش نویس و پایگاه های ادبی را خواهم نهاد.
من با همه روشن اندیش نما ها دگرگونی دارم. آنها بگرفتن ژست های خنده دار خو کرده اند. روشن اندیش نما ها اگر به بلاگ نویسی روی بیاورند می نویسند از کارو ویگن و استاد شهریار بیزارند!!! من دلیرانه می نویسم از هردوی این سرایندگان خوشم می آید. آوردن نام کارو ویگن برای این بود که نمونه دم دست تری دم دستم نبود.
فرنود خوش آمدن من از استاد شهریار برای این است که او یکی از همدردان من بوده است. استاد شهریار چون من تریاکی سفت و سختی بوده. همدرد بودن من با استاد شهریار نشانه همانندی ما در همه چیز نبوده و نیست. بیشتر شمایی که این پست واپسین را می خوانید می دانید که من از سنجش بدروم. نه تنها با استاد شهریار بلکه با هیچ یک از نویسندگان و سرایندگان دیگر سنجیدنی نیستم. من فرسان استم. از همه نویسندگان و سرایندگان برتر استم. نکته انحرافی این است که آدم های خوب به مقایسه باورندارند. آدمهای خوب نوشته مرا می پذیرند. آدمهای خوب می دانند من از فرمول سنجش نیست که می نویسم من از همه نویسنده ها و سراینده ها برترم.
استاد شهریار مرده است و درست نیست فرسان پشت سر یک همدرد آن هم از گونه مرده بنویسد. ما بیمارهای تریاکی باورمندیم همه کنش ها و نوشته ها و کارهای ما در هنگام ناخوشی و تریاک کشیدن تحت تاثیر تریاک بوده است. با دوسال وهفت ماه پاکی زادروز دوست سفرکرده مان استاد شهریار را به او شادباش می نویسم. آرزو می کنم در آن دنیا لب به هیچ گونه ماده مخدر و محرکی نزند. آرزو می کنم استاد شهریار فریب شیطان رجیم را نخورد و لب به شراب مراب نزند. او باید بداند شراب و عرق (الکل) نیز یک ماده مخدر است. هرگاه ما (بیمار های معتاد) یک ماده را جایگزین یک ماده دیگر نماییم فیلمان یاد هندوستان می کند و بر می گردیم سر خانه نخستمان. یا اُوِر دوز می کنیم. شما اور دوز را بخوانید سنگ کوب. ما بیمار های معتاد باید در آن دنیا تنها به حوری ها و پری ها بسنده کرده و از نوشیدن و کشیدن خودداری کنیم.هرچه در این دنیا کشیده ایم از سرمان زیاد است.
پس نوشت:
آرزو ماند توی دلم که یک بار در یک پست تنها به یک پدیده بپردازم.
نام پاپ نامردی که به دین مبین خوارداشت روا داشته پاپ فنریت شانزده اُم است. هرچه دلتان خواست به پاپ ها بنویسید و بگویید.
* و ** از نام های بانو + آنه هستند.
این پست هنگامی نوشته شد که من توی این ترنت نبودم. اگر آهنگ خوبی نمی داشتم برای چند دقیقه آنلاین می شدم وسروده هجو آمیز استاد شهریار که به تهرانی ها گیر داده بود را می جستم یا در رایانه ام در بخش سرایندگان ایرانی سروده استاد شهریار را می یافتم و با سه کلیک آن را اینجا کپی پیست می کردم و و در این پست می گنجاندم تا هرگاه شما با تهرانی های ... مشکل پیداکردید از آنها بپرسید ؛ آنها خرند یا شما؟
. عکس استاد شهریار در این پست به چشم شما نمی رسد چون استاد شهریار جان از این قرطی بازی ها خوشش نمی آید.
ادامه مطلب








